خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که به بیان احساسات و دردهای عاشق در برابر بیاعتنایی معشوق میپردازد. شاعر از جور یار دیرین، بیپروایی معشوق به اشکهایش، و سنگدلی سپهر در برابر آههایش سخن میگوید. همچنین، به ناتوانی عاشق در فراموشی معشوق و تسلیم در برابر قضای الهی اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
غزل ۲۸۷۲ - دل عاشق به جور از یار دیرین برنمی گردد
دل عاشق به جور از یار دیرین برنمیگردد
که در سفتن ز آب و رنگ خود گوهر نمیگردد ۱
مکن پهلو تهی از ما که خورشید بلند اختر
به ماه نو اگر پهلو دهد لاغر نمیگردد ۲
چه پروا دارد آن مغرور از طوفان اشک ما؟
ز دریا دامن خورشید تابان تر نمیگردد ۳
چه داند عاشق حیران عیار حسن جانان را؟
نگاه از چشم قربانی به مژگان برنمیگردد ۴
سپهر سنگدل آسوده است از دود آه ما
که آب از دود گرد دیده مجمر نمیگردد ۵
قضای آسمانی میکند اجرای حکم خود
برات خط به شمشیر تغافل برنمیگردد ۶
رقیب از بزم وصل او مرا بیهوده میراند
سپند شوخ بار خاطر مجمر نمیگردد ۷
ز فکر آن لب میگون نمیآیم برون صائب
به گرد خاطر مخمور جز ساغر نمیگردد ۸
که در سفتن ز آب و رنگ خود گوهر نمیگردد ۱
مکن پهلو تهی از ما که خورشید بلند اختر
به ماه نو اگر پهلو دهد لاغر نمیگردد ۲
چه پروا دارد آن مغرور از طوفان اشک ما؟
ز دریا دامن خورشید تابان تر نمیگردد ۳
چه داند عاشق حیران عیار حسن جانان را؟
نگاه از چشم قربانی به مژگان برنمیگردد ۴
سپهر سنگدل آسوده است از دود آه ما
که آب از دود گرد دیده مجمر نمیگردد ۵
قضای آسمانی میکند اجرای حکم خود
برات خط به شمشیر تغافل برنمیگردد ۶
رقیب از بزم وصل او مرا بیهوده میراند
سپند شوخ بار خاطر مجمر نمیگردد ۷
ز فکر آن لب میگون نمیآیم برون صائب
به گرد خاطر مخمور جز ساغر نمیگردد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۷۱ - دل چرخ بداختر نرم از یارب نمی گردد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷۳ - خط از خون مانع آن غمزه کافر نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.