خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از صائب تبریزی است که مضامین عرفانی، اخلاقی و فلسفی را در بر میگیرد. شعر به موضوعاتی مانند عشق بیتکلف، غفلت از حقیقت، دوری از خودآرایی و توجه به معنویات میپردازد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند رحلت، غربت و حکمتهای نهفته در زندگی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات نیازمند تفسیر هستند و ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشند.
غزل ۲۸۸۳ - چمن پیرا نه گل را دسته در گلزار می بندد
چمن پیرا نه گل را دسته در گلزار می بندد
که گل در روزگار حسن او زنار می بندد ۱
چو عشق بی تکلف دست بردار از خودآرایی
که بتوان زیج بستن عقل تا دستار می بندد ۲
تو کز سر طریقت غافلی از شرع در مگذر
که بر عارف شود احرام اگر زنار می بندد ۳
نبیند داغ غربت وقت رحلت عاقبت بینی
که پیش از مرگ چشم از عالم غدار می بندد ۴
زعاجز نالی ما مهربان شد چرخ سنگین دل
گیاه ما زبان برق بی زنهار می بندد ۵
خزان را غنچه این بوستان در آستین دارد
چمن پیرا زغفلت رخنه دیوار می بندد ۶
به دردش می رسد دانای اسرار نهان صائب
زعرض حال خود هر کس لب اظهار می بندد ۷
که گل در روزگار حسن او زنار می بندد ۱
چو عشق بی تکلف دست بردار از خودآرایی
که بتوان زیج بستن عقل تا دستار می بندد ۲
تو کز سر طریقت غافلی از شرع در مگذر
که بر عارف شود احرام اگر زنار می بندد ۳
نبیند داغ غربت وقت رحلت عاقبت بینی
که پیش از مرگ چشم از عالم غدار می بندد ۴
زعاجز نالی ما مهربان شد چرخ سنگین دل
گیاه ما زبان برق بی زنهار می بندد ۵
خزان را غنچه این بوستان در آستین دارد
چمن پیرا زغفلت رخنه دیوار می بندد ۶
به دردش می رسد دانای اسرار نهان صائب
زعرض حال خود هر کس لب اظهار می بندد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۸۲ - چو احرام تماشای چمن آن سیمبر بندد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸۴ - دل سرگشته ما چرخ را بر کار می بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.