هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر حالات عاشقانه و سرگشتگی دل است. شاعر از عشق، طبیعت و مفاهیم فلسفی مانند مرگ و زندگی سخن می‌گوید. تصاویر شعری مانند گل، باغ، پرگار و دیوار به کار رفته‌اند تا احساسات عمیق و پیچیده را بیان کنند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و سرگشتگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۲۸۸۴ - دل سرگشته ما چرخ را بر کار می بندد

دل سرگشته ما چرخ را بر کار می بندد
کمر در خدمت این نقطه نه پرگار می بندد ۱

حجاب روی گل نظارگی را آب می سازد
عبث این بوستان پیرا در گلزار می بندد ۲

چه سازد مهر تابان با خمیر طینت خامم؟
که این افسرده نان خویش بر دیوار می بندد ۳

گل از باغ تماشا عشق آتشدست می چیند
پریشان می شود گل عقل تا دستار می بندد ۴

زپیش دیده گستاخ ما کی دست بردارد؟
گلستانی که در بر رخنه دیوار می بندد ۵

دل من وجه سرگردانی خود را نمی داند
که وقت سیر، چشم نقطه را پرگار می بندد ۶

چه می لرزی زبیم مرگ بر خود، باده پیش آور
که این تب لرزه را یک ساغر سرشار می بندد ۷

پناه از چشم فتانش به زلفش می برم صائب
که بر هر کس ستم زور آورد زنار می بندد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۸۳ - چمن پیرا نه گل را دسته در گلزار می بندد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸۵ - کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.