هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند جدایی دل از تعلقات دنیوی، عشق الهی، بیقراری عاشق، و بیاعتباری دنیا میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند «دل پرخون»، «دریای بیساحل»، و «سیل سبکجولان»، حالات روحی و معنوی انسان را در جستجوی حقیقت توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۲۹۱۶ - دل پرخون کجا از جسم پا در گل خبر دارد؟
دل پرخون کجا از جسم پا در گل خبر دارد؟
کجا این دل به دریا کرده از ساحل خبر دارد؟ ۱
از سیر عالم بالا نگردد تن حجاب جان
که از نشو و نما این سرو پا در گل خبر دارد ۲
از احوال نظربازان مدان معشوق را غافل
که از هر ذره ای خورشید روشندل خبر دارد ۳
نبیند زیرپا چشمی که افتاده است بر منزل
دل حق جو کجا از عالم باطل خبر دارد؟ ۴
زدست و پای بیتابی زدن آسوده می گردد
هر آن موجی کز این دریای بی ساحل خبر دارد ۵
دل گم گشته خود را سراغ از زلف جانان کن
که هر تاری از و چون سبحه از صددل خبر دارد ۶
چه می پرسی شمار منزل از سیل سبک جولان؟
که هر کس کاهل افتاده است از منزل خبر دارد ۷
زما بی حاصلان از حاصل دنیا چه می پرسی؟
که هر کس تخمی افشانده است از حاصل خبر دارد ۸
ز ابراهیم ادهم پرس قدر ملک درویشی
که طوفان دیده از آسایش ساحل خبر دارد ۹
به شکر خنده شیرین می کند صائب دهانش را
کسی کز تلخی محرومی سایل خبر دارد ۱۰
کجا این دل به دریا کرده از ساحل خبر دارد؟ ۱
از سیر عالم بالا نگردد تن حجاب جان
که از نشو و نما این سرو پا در گل خبر دارد ۲
از احوال نظربازان مدان معشوق را غافل
که از هر ذره ای خورشید روشندل خبر دارد ۳
نبیند زیرپا چشمی که افتاده است بر منزل
دل حق جو کجا از عالم باطل خبر دارد؟ ۴
زدست و پای بیتابی زدن آسوده می گردد
هر آن موجی کز این دریای بی ساحل خبر دارد ۵
دل گم گشته خود را سراغ از زلف جانان کن
که هر تاری از و چون سبحه از صددل خبر دارد ۶
چه می پرسی شمار منزل از سیل سبک جولان؟
که هر کس کاهل افتاده است از منزل خبر دارد ۷
زما بی حاصلان از حاصل دنیا چه می پرسی؟
که هر کس تخمی افشانده است از حاصل خبر دارد ۸
ز ابراهیم ادهم پرس قدر ملک درویشی
که طوفان دیده از آسایش ساحل خبر دارد ۹
به شکر خنده شیرین می کند صائب دهانش را
کسی کز تلخی محرومی سایل خبر دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۱۵ - نظر چون موشکاف از زلف عنبر فام بردارد؟
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱۷ - نظربازی که چشم پرخماری در نظر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.