خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، شهادت، و طبیعت می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند خاک، صبح، آتش، و شراب برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کرده است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۹۶۵ - بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد

بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد
که دام خویش را صیاد زیر خاک نگذارد ۱

یکی صد شد زفیض صبح تأثیر سرشک من
که حق دانه پیش خود زمین پاک نگذارد ۲

شهادت غافل از پاس ادب جان را نمی سازد
سر عاشق قدم بر دیده فتراک نگذارد ۳

کجا خواهد لب گستاخ را راه سخن دادن؟
شکر خندی که دلها را گریبان چاک نگذارد ۴

زصبح آفرینش بر نیاید آتشین رویی
که در کوی تو چون خورشید سر بر خاک نگذارد ۵

به ور باده نتواند برآمد هر زبردستی
که را دیدی که پشت دست پیش تاک نگذارد؟ ۶

گزیدم با هزاران آرزو عشقش، ندانستم
که در دل آرزو آن شعله بیباک نگذارد ۷

مرا چون آب بود از جلوه مستانه اش روشن
که قمری را به سرو آن قامت چالاک نگذارد ۸

طلسم شیشه نتواند برآمد با می زورین
عبث سر در سر پرشور من افلاک نگذارد ۹

گرفتم چون شرر در سینه خارا نهان گشتم
مرا در پرده نور شعله ادراک نگذارد ۱۰

نماند از چشم تر در سینه صائب خرده رازم
که ابر نوبهاران دانه ای در خاک نگذارد ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۶۴ - به ذوق آشتی از دوستان رنجیدنی دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۶۶ - به هر محفل بهشتی روی من منزل کجا گیرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.