هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، بی‌قراری عاشق و بی‌اعتنایی معشوق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند مسیحا، فرهاد، بلبل و گل، غزال وحشی و شمع، احساسات عمیق عاشقانه و رنج‌های ناشی از عشق را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۰۱۰ - غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازد

غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازد
مسیحا را علاج درد من بیچاره می سازد ۱

همین بس شاهد یکرنگی معشوق با عاشق
که بلبل عاشق است و گل گریبان پاره می سازد ۲

چرا بر کوه پشت خویش چون فرهاد نگذارد؟
سبکدستی که صد شیرین زسنگ خاره می سازد ۳

زهر کس نامه ای آید، زند چون شاخ گل بر سر
همین آن سنگدل مکتوب ما را پاره می سازد ۴

غزال وحشی من رو به صحرای دگر دارد
مرا هویی ازین وحشت سرا آواره می سازد ۵

تکلف بر طرف، ختم است بر آیینه خودداری
که از خوبان سیمین بر به یک نظاره می سازد ۶

دو عالم گر شود پروانه، شمع از پای ننشیند
به یک عاشق کجا آن آتشین رخساره می سازد؟ ۷

نسوزد دل اگر صائب سرشک ناامیدی را
که از بهر یتیمان مهره گهواره می سازد؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۰۹ - دل خام مرا رخسار آتشناک می سازد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱۱ - زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.