هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی‌های گذرای زندگی و ناپایداری آن اشاره دارد. شاعر با استفاده از استعاره‌های طبیعی مانند بهار، خزان، گل و لاله، گذر زمان و ناپایداری زیبایی‌ها را به تصویر می‌کشد. همچنین، متن به مفاهیمی مانند قناعت، تلخی‌های زندگی، و ضرورت سکوت برای درک حقایق می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۱۱۴ - بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد

بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد
گل این بوستان خمیازه آغوش می باشد ۱

دوامی نیست حسن نازپروردان بستان را
که خون لاله و گل هفته ای در جوش می باشد ۲

به تلخی تا نکرد از خواب شیرین پشه بیدارم
ندانستم که نیشی لازم هر نوش می باشد ۳

مکن ای خرمن گل سرکشی با ما تهیدستان
که این اوراق را شیرازه از آغوش می باشد ۴

نباشد دیده های شرمگین را بهره از روزی
تهی چشمی زنعمت قسمت سرپوش می باشد ۵

مرا از خانه زنبور شهد این نکته روشن شد
که چون افتاد منزل مختصر، پرنوش می باشد ۶

زجوش باده تا شد خشت خم سیراب، دانستم
که رزق خاکساران باده سرجوش می باشد ۷

سراپا چشم شو تا دامن مطلب به دست آری
که زر چون حلقه گردد جای او در گوش می باشد ۸

ببند از گفتگو لب تا دلت روشن شود صائب
که این آیینه را صیقل لب خاموش می باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۱۳ - گل بی خار را شبنم زچشم شور می باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱۵ - دل بی آرزو آسوده از تشویش می باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.