هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر ایرانی، بیانگر حسرت و آرزوی بازگشت زمان و جوانی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را درباره از دست رفتن عمر و امید به بازگشت عشق و جوانی بیان میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی درباره عمر و زمان است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، آن را برای سنین بالاتر مناسبتر میکند.
غزل ۳۱۴۵ - به طوف خاک من گر آن سراپا ناز می آمد
به طوف خاک من گر آن سراپا ناز می آمد
به جوی عمر، آب رفته من باز می آمد ۱
چنان کز شیشه سربسته آید باده در ساغر
به آن تمکین به آغوش من آن طناز می آمد ۲
به صید خویش می کردم دلالت شاهبازش را
اگر از خنده من همچو کبک آواز می آمد ۳
ز امید وصالش بود آهنگ آنچنان بزمم
که بی ناخن صدا از پرده های ساز می آمد ۴
چنان کز بازگشت نوبهاران شد جوان عالم
چه می شد گر بهار عمر ما هم باز می آمد؟ ۵
اگر می بود در گلزار عالم نوگلی صائب
صفیر عشق از کلک سخن پرداز می آمد ۶
به جوی عمر، آب رفته من باز می آمد ۱
چنان کز شیشه سربسته آید باده در ساغر
به آن تمکین به آغوش من آن طناز می آمد ۲
به صید خویش می کردم دلالت شاهبازش را
اگر از خنده من همچو کبک آواز می آمد ۳
ز امید وصالش بود آهنگ آنچنان بزمم
که بی ناخن صدا از پرده های ساز می آمد ۴
چنان کز بازگشت نوبهاران شد جوان عالم
چه می شد گر بهار عمر ما هم باز می آمد؟ ۵
اگر می بود در گلزار عالم نوگلی صائب
صفیر عشق از کلک سخن پرداز می آمد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۴۴ - به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴۶ - چنین ساقی اگر دور شراب ناب گرداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.