خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عاطفی و عاشقانه میپردازد. شاعر از نبود عشق و محبت در زندگی خود شکایت کرده و با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، احساسات خود را بیان میکند. او به صبر در برابر مشکلات توصیه میکند و اشاره میکند که حتی داغ کعبه نیز از زیر سیاهی پنهان نمیماند.
متن دارای مضامین عاطفی و عاشقانه عمیق است و ممکن است برای درک کامل آن، خواننده به بلوغ فکری و عاطفی نیاز داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۲۰۹ - نه بیدردی است گر اشکم به چشم تر نمی آید
نه بیدردی است گر اشکم به چشم تر نمی آید
مرا از سیرچشمی در نظر گوهر نمی آید ۱
به چشم پاک کرد آیینه تسخیر آن پریرو را
چنین فتح نمایانی ز اسکندر نمی آید ۲
نماند از سرد مهریهای دوران در جگر آهم
درختی را که سرما سوخت دودش برنمی آید ۳
چنین کز عالم آب آمد آن سرو روان بیرون
نهال طوبی از سرچشمه کوثر نمی آید ۴
اگر اهل دلی بر تیره بختی صبر کن صائب
که داغ کعبه از زیر سیاهی بر نمی آید ۵
مرا از سیرچشمی در نظر گوهر نمی آید ۱
به چشم پاک کرد آیینه تسخیر آن پریرو را
چنین فتح نمایانی ز اسکندر نمی آید ۲
نماند از سرد مهریهای دوران در جگر آهم
درختی را که سرما سوخت دودش برنمی آید ۳
چنین کز عالم آب آمد آن سرو روان بیرون
نهال طوبی از سرچشمه کوثر نمی آید ۴
اگر اهل دلی بر تیره بختی صبر کن صائب
که داغ کعبه از زیر سیاهی بر نمی آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۰۸ - گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی طلب سویش
گوهر بعدی:غزل ۳۲۱۰ - ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.