هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، حیرت، صبر، رنج و امید می‌پردازد. شاعر از استعاره‌های زیبایی مانند یوسف در زندان، اشک بر لحد، و خورشید تابان استفاده کرده است تا احساسات عمیق انسانی و جستجوی معنوی را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۲۱۲ - مصفا تا نمی گردد، ز تن جان بر نمی آید

مصفا تا نمی گردد، ز تن جان بر نمی آید
نگردد پاک تا یوسف، ز زندان برنمی آید ۱

گریبان لحد را چاک خواهد کرد اشک من
تنور از عهده تسخیر طوفان برنمی آید ۲

به راه دشمنان خود کدامین خار می ریزم؟
که از پیش دو چشمم همچو مژگان برنمی آید ۳

چو حیرت چشم بندی می کند ذرات عالم را
چرا از ابر آن خورشید تابان برنمی آید؟ ۴

حیا چندان که خود را می کشد در پرده پوشیها
به شوخیهای آن چاک گریبان برنمی آید ۵

کدامین شب نمی ریزد ز کلکم مصرع رنگین؟
کدامین روز شیری زین نیستان برنمی آید؟ ۶

کشیدم تا قدم از کوی هستی خون عرق کردم
ازین گل پای خواب آلود آسان برنمی آید ۷

زچندین آه اگر یک آه اثر دارد غنیمت دان
که دایم ماه مصر از چاه کنعان برنمی آید ۸

دل گرمی مگر هنگامه افروزی کند، ورنه
به این بزم خنک خورشید تابان برنمی آید ۹

تو تا از پرده شرم و حیا بیرون نمی آیی
نگاه از دیده عاشق به سامان برنمی آید ۱۰

مگر جولان او صائب قیامت را عیان سازد
وگرنه هیچ گردی زین نمکدان برنمی آید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۱۱ - ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
گوهر بعدی:غزل ۳۲۱۳ - خیال او به تدبیر از دل من برنمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.