خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری است. شاعر از عشق به معشوق، درد فراق، و امید به رهایی از رنجها سخن میگوید. تصاویری مانند فرهاد در کوه، حلقه در، و دست دعا، نمادهای عشق و صبر هستند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها نیاز به دانش ادبی پایه دارند.
غزل ۳۲۵۰ - کور باد آن که ز روی تو نظر می پیچد
کور باد آن که ز روی تو نظر می پیچد
سر مبادش که ز شمشیر تو سر می پیچد ۱
سنبلی از ته هر سنگ برون می آید
آه فرهاد چو در کوه و کمر می پیچد ۲
شیون دل بود از چشم، که در خانه صدا
دایم از رهگذر حلقه در می پیچد ۳
تا قیامت در دل بسته نخواهد ماندن
عاقبت دست دعا قفل اثر می پیچد ۴
بر تهیدستی آغوش بگریم صائب
هاله ای را چو ببینم به قمر می پیچد ۵
سر مبادش که ز شمشیر تو سر می پیچد ۱
سنبلی از ته هر سنگ برون می آید
آه فرهاد چو در کوه و کمر می پیچد ۲
شیون دل بود از چشم، که در خانه صدا
دایم از رهگذر حلقه در می پیچد ۳
تا قیامت در دل بسته نخواهد ماندن
عاقبت دست دعا قفل اثر می پیچد ۴
بر تهیدستی آغوش بگریم صائب
هاله ای را چو ببینم به قمر می پیچد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴۹ - هرکجا پرتو جانانه ما می افتد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵۱ - یوسفی نیست دل خوش که هویدا گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.