هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر طبیعی و استعاری، به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، امید و ناامیدی می‌پردازد. شاعر با بیان زیبایی‌های طبیعت و مقایسه‌های عمیق، احساسات درونی و فلسفه‌ی زندگی را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تصاویر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۳۲۸۷ - کوه در بادیه شوق کمر می بندد

کوه در بادیه شوق کمر می بندد
خاک چون آب روان بار سفر می بندد ۱

نیست از فوطه ربایان جهان پروایش
موی ژولیده خود هر که به سر می بندد ۲

ماه شبگرد من از خانه چو آید بیرون
ماه در خدمتش از هاله کمر می بندد ۳

گوهر پاک مرا کام نهنگ است صدف
کمر کشتی من موج خطر می بندد ۴

تربتش را به چراغ دگران حاجت نیست
هر که از داغ تو آیین جگر می بندد ۵

سنگ می بارد از افلاک، ندانم دیگر
نخل امید که امروز ثمر می بندد ۶

سخن پاک بود در طلب سینه پاک
که گهر در صدف پاک گهر می بندد ۷

می تراود سخن عشق ز لبهای خموش
لنگر سنگ کجا بال شرر می بندد؟ ۸

دشت چون حلقه فتراک بر او تنگ شود
چشم شوخ تو به صیدی که نظر می بندد ۹

چون به زر عمر مقدر نفراید صائب
غنچه چندین به گره بهر چه زر می بندد؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۸۶ - صبر در عشق ز دلها سفری می گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸۸ - غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.