هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق الهی، بیخودی و فنا در عشق، و دوری از غرور و خودبینی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی مانند یوسف، سلیمان، و سیب، عمق عشق و وارستگی عارفانه را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۳۳۱۱ - رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
بیخودی در ته پا تخت سلیمان دارد ۱
این همان عشق غیورست که صد یوسف را
از فراموشی جاوید به زندان دارد ۲
خط به رویش چه سخنهای پریشان که نگفت
نه همین پاس دل مور سلیمان دارد ۳
رنگ بر روی سهیل از عرق شرم نماند
این چه رنگ است که آن سیب ز نخدان دارد ۴
نافه از چین نفس سوخته ای آورده است
سر پیوند به آن زلف پریشان دارد ۵
صفحه خاک کجا و رقم عیش کجا؟
این سفال از نفس سوخته ریحان دارد ۶
مرده خواب غرورند حریفان صائب
کیست تا گوش به این مرغ خوش الحان دارد؟ ۷
بیخودی در ته پا تخت سلیمان دارد ۱
این همان عشق غیورست که صد یوسف را
از فراموشی جاوید به زندان دارد ۲
خط به رویش چه سخنهای پریشان که نگفت
نه همین پاس دل مور سلیمان دارد ۳
رنگ بر روی سهیل از عرق شرم نماند
این چه رنگ است که آن سیب ز نخدان دارد ۴
نافه از چین نفس سوخته ای آورده است
سر پیوند به آن زلف پریشان دارد ۵
صفحه خاک کجا و رقم عیش کجا؟
این سفال از نفس سوخته ریحان دارد ۶
مرده خواب غرورند حریفان صائب
کیست تا گوش به این مرغ خوش الحان دارد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۱۰ - دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟
گوهر بعدی:غزل ۳۳۱۲ - تشنگان حال جگر سوختگان می دانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.