خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از صائب تبریزی، احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای عاشق را به تصویر میکشد. شاعر از غمها، زخمها، و داغهای عشق سخن میگوید و چگونه عشق، جهانهای درون و بیرون او را دگرگون کرده است. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح و جان عاشق یاد میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و داغ عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۳۳۴۴ - غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد
غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد
خنده چاک، گریبان مرا رسوا کرد ۱
زخم از پهلوی من طرف نمایان بربست
داغ در سینه من چشم تماشا وا کرد ۲
گریه تلخ مرا خنده او شیرین ساخت
شعله آه مرا قامت او رعنا کرد ۳
شعله حسن، جگر سوخته ای می طلبید
عشق در هر دو جهان گشت و مرا پیدا کرد ۴
ببر ای باد صبا مژده به طفلان هوس
که در باغ نوی سبزه خطش وا کرد ۵
برو ای زورق بی ظرف حباب از سر اشک
موج لنگر نتوانست درین دریا کرد ۶
در هواداری آن زلف کم از شانه مباش
که سر خود همه را در سر این سودا کرد ۷
صائب این تازه غزل را ز تو هرکس که شنید
از سویداش به مجموعه دل انشا کرد ۸
خنده چاک، گریبان مرا رسوا کرد ۱
زخم از پهلوی من طرف نمایان بربست
داغ در سینه من چشم تماشا وا کرد ۲
گریه تلخ مرا خنده او شیرین ساخت
شعله آه مرا قامت او رعنا کرد ۳
شعله حسن، جگر سوخته ای می طلبید
عشق در هر دو جهان گشت و مرا پیدا کرد ۴
ببر ای باد صبا مژده به طفلان هوس
که در باغ نوی سبزه خطش وا کرد ۵
برو ای زورق بی ظرف حباب از سر اشک
موج لنگر نتوانست درین دریا کرد ۶
در هواداری آن زلف کم از شانه مباش
که سر خود همه را در سر این سودا کرد ۷
صائب این تازه غزل را ز تو هرکس که شنید
از سویداش به مجموعه دل انشا کرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۴۳ - کعبه از کوی تو لبیک زنان می گذرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۴۵ - دولت از دیده بیدار طلب باید کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.