هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند دوری از عزیزان، رنج و دردهای عاطفی، ناپایداری دنیا، و ارزش صفای دل و پاکی مشرب می‌پردازد. شاعر از استعاره‌های مختلف مانند سیلی سیلاب، می حرام، و چشمه تیغ برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.

غزل ۳۳۷۰ - چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟

چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟
کف خاکی چه قدر سیلی سیلاب خورد؟ ۱

ترک آداب بود حاصل هنگامه می
می حرام است بر آن کس که به آداب خورد ۲

شود از زخم نمایان جگرش جوهردار
هرکه از چشمه تیغ تو دمی آب خورد ۳

تا بود دل بصفا، نفس مکدر باشد
دزد بیدل جگر خویش به مهتاب خورد ۴

بیقراری ز رگ جان حریصان نرود
بر سر گنج بود مار و همان تاب خورد ۵

فتنه در سایه آن زلف سیه در خواب است
آه اگر باد بر آن زلف سیه تاب خورد ۶

هرکه چون شبنم گل صاف کند مشرب خویش
آب از چشمه خورشید جهانتاب خورد ۷

روزی بی دهنان می رسد از عالم غیب
کوزه سر بسته چو گردید می ناب خورد ۸

چه کند با جگر تشنه صائب دریا؟
ریگ از چشمه سوزن چه قدر آب خورد؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۶۹ - از خموشی دل روشن گهران آب خورد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۷۱ - اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.