خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که درباره عقلانیت، دوری از فریب، زندگی در حال و عدم نگرانی برای آینده، و ارزش همت بلند صحبت میکند. شاعر تأکید میکند که عاقل کسی است که از فریب دنیا دوری میکند و به جای نگرانی برای آینده، در لحظه زندگی میکند.
محتوا دارای مفاهیم فلسفی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عقلانیت و دوری از فریب ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد.
غزل ۳۳۷۱ - اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد
اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد
روی دست از قدح و پای ز مینا نخورد ۱
شاهد بیخبریهاست سکندر خوردن
هر که فهمیده نهد پا به زمین، پا نخورد ۲
از دو رویان نتوان داشت طمع یکرنگی
بلبل آن به که فریب گل رعنا نخورد ۳
نکند زحمت ناآمده را استقبال
هر که امروز غم روزی فردا نخورد ۴
همت آن است که موقوف نباشد به طلب
رگ ارباب کرم نیش تقاضا نخورد ۵
ابر نیسان کند از آب گهر سیرابش
هر که صائب چو صدف آب ز دریا نخورد ۶
روی دست از قدح و پای ز مینا نخورد ۱
شاهد بیخبریهاست سکندر خوردن
هر که فهمیده نهد پا به زمین، پا نخورد ۲
از دو رویان نتوان داشت طمع یکرنگی
بلبل آن به که فریب گل رعنا نخورد ۳
نکند زحمت ناآمده را استقبال
هر که امروز غم روزی فردا نخورد ۴
همت آن است که موقوف نباشد به طلب
رگ ارباب کرم نیش تقاضا نخورد ۵
ابر نیسان کند از آب گهر سیرابش
هر که صائب چو صدف آب ز دریا نخورد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۷۰ - چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟
گوهر بعدی:غزل ۳۳۷۲ - جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.