هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق به معشوق الهی و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات، از مستی عشق و تسلیم در برابر ارادهی الهی صحبت میکند و به خواننده توصیه میکند که از دنیا و خودخواهیها دوری کند و به سوی حقیقت و عشق الهی حرکت کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۳۳ - ای آنک امام عشقی، تکبیر کن که مستی
ای آنْک امامِ عشقی، تکبیر کُن که مَستی
دو دست را بَراَفْشان، بیزار شو زِ هستی ۱
موقوفِ وَقت بودی، تَعْجیل مینِمودی
وَقتِ نماز آمد، بَرجِه چرا نِشَستی؟ ۲
بر بویِ قبلهٔ حَق، صد قبله میتَراشی
بر بویِ عشقِ آن بُت، صد بُت هَمیپَرَستی ۳
بالاتَرَک پَر ای جان ای جانِ بنده فَرمان
که مَهْ بُوَد به بالا، سایه بُوَد به پَستی ۴
هَمچونْ گدایِ هر دَر، بر هر دَری مَزَن سَر
حَلْقهیْ دَرِ فَلَک زَن، زیرا درازدستی ۵
سَغْراقِ آسْمانَت، چون کرد آنچُنانَت
بیگانه شو زِ عالَم، کَزْ خویش هم بِرَستی ۶
می گویَمَت که چونی؟ هرگز کسی بگوید
با جانِ بیچگونه چونی؟ چگونه اَسْتی؟ ۷
امشب خَراب و مَستی، فردا شود بِبینی
چه خیکها دَریدی، چه شیشهها شِکَستی ۸
هر شیشه که شِکَستم، بر تو تَوَکُّلَسْتم
که صد هزار گونه، اِشْکَسته را تو بَستی ۹
ای نَقْش بَندِ پنهان کَنْدَر دَرونهٔ جان
داری هزار صورت، جُز ماه و جُز مَهَسْتی ۱۰
صد حَلْق را گُشودی، گَر حَلقهیی رُبودی
صد جان و دل بِدادی، گَر سینهیی بِخَستی ۱۱
دیوانه گشتهاَم من، هَر چِ از جُنون بگویم
زودتَر بلی بلی گو، گَر مَحْرَمِ اَلَستی ۱۲
دو دست را بَراَفْشان، بیزار شو زِ هستی ۱
موقوفِ وَقت بودی، تَعْجیل مینِمودی
وَقتِ نماز آمد، بَرجِه چرا نِشَستی؟ ۲
بر بویِ قبلهٔ حَق، صد قبله میتَراشی
بر بویِ عشقِ آن بُت، صد بُت هَمیپَرَستی ۳
بالاتَرَک پَر ای جان ای جانِ بنده فَرمان
که مَهْ بُوَد به بالا، سایه بُوَد به پَستی ۴
هَمچونْ گدایِ هر دَر، بر هر دَری مَزَن سَر
حَلْقهیْ دَرِ فَلَک زَن، زیرا درازدستی ۵
سَغْراقِ آسْمانَت، چون کرد آنچُنانَت
بیگانه شو زِ عالَم، کَزْ خویش هم بِرَستی ۶
می گویَمَت که چونی؟ هرگز کسی بگوید
با جانِ بیچگونه چونی؟ چگونه اَسْتی؟ ۷
امشب خَراب و مَستی، فردا شود بِبینی
چه خیکها دَریدی، چه شیشهها شِکَستی ۸
هر شیشه که شِکَستم، بر تو تَوَکُّلَسْتم
که صد هزار گونه، اِشْکَسته را تو بَستی ۹
ای نَقْش بَندِ پنهان کَنْدَر دَرونهٔ جان
داری هزار صورت، جُز ماه و جُز مَهَسْتی ۱۰
صد حَلْق را گُشودی، گَر حَلقهیی رُبودی
صد جان و دل بِدادی، گَر سینهیی بِخَستی ۱۱
دیوانه گشتهاَم من، هَر چِ از جُنون بگویم
زودتَر بلی بلی گو، گَر مَحْرَمِ اَلَستی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳۲ - چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۹۳۴ - گفتی شکار گیرم، رفتی شکار گشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.