هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه و عشق نافرجام است. شاعر از اشک‌های سوزان، داغ‌های ناکامی، و آتش عشق سخن می‌گوید که حتی تا روز محشر ادامه دارد. همچنین، اشاره‌ای به تأثیرات عمیق عشق و رنج‌های ناشی از آن بر زندگی فردی و روابط دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنج‌های عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد.

غزل ۳۳۹۹ - اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد

اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد
داغ تبخال به کنج لب کوثر سوزد ۱

آستین دست ندارد به چراغ گل داغ
این چراغی است که تا دامن محشر سوزد ۲

آتش عشق ز خاکستر هندست بلند
زن درین شعله ستان بر سر شوهر سوزد ۳

از می این چهره که امروز تو افروخته ای
گر کنی باد زن از بال سمندر، سوزد ۴

از کلاه نمدی دود کند اخگر عشق
این نه عودی است که در مجمر افسر سوزد ۵

به که سر بر سر بالین سلامت بنهم
چند از پهلوی من سینه بستر سوزد؟ ۶

از چه برده است نواهای ملال انگیزت؟
که بر افغان تو صائب دل کافر سوزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۹۸ - عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۰۰ - پایم از گرمی رفتار چنان می سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.