هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی معنوی، حیرت انسان در برابر هستی، و رابطهی انسان با معشوق یا خدا میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند دوری و نزدیکی، حیرت، عشق و فداکاری در راه معشوق، و درک حقیقت وجود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۴۵۷ - گرچه آن سرو روان در همه جا می باشد
گرچه آن سرو روان در همه جا می باشد
نیست ممکن که توان یافت کجا می باشد ۱
خلق را داروی بیهوشی حیرت برده است
ورنه او با همه کس در همه جا می باشد ۲
نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما می باشد ۳
از سر کوی تو هرکس که کند عزم سفر
گر به فردوس رود رو به قفا می باشد ۴
در دل ماست خیال تو و از ما دورست
عکس از آیینه در آیینه جدا می باشد ۵
خضر در دامن صحرای طلب کمیاب است
ورنه در هر سیهی آب بقا می باشد ۶
جگر سوخته صاحب نظران می دارند
مشک در ناف غزالان ختا می باشد ۷
دل سنگ تو ز بیتابی ما آسوده است
قبله را کی خبر از قبله نما می باشد؟ ۸
نیست ممکن که به رویش نگشایند دری
هرکه در حلقه مردان خدا می باشد ۹
سر آزاده و درد سر دولت، هیهات
تیغ بر فرق من از بال هما می باشد ۱۰
رهنوردی که سبکبار ز دنیا گذرد
خار در رهگذرش دست دعا می باشد ۱۱
هرکه جان داده درین راه، رسیده است به جان
دل هرکس که ز جا رفت بجا می باشد ۱۲
از دم گرم تو صائب دل افسرده نماند
نفس سوختگان عقده گشا می باشد ۱۳
نیست ممکن که توان یافت کجا می باشد ۱
خلق را داروی بیهوشی حیرت برده است
ورنه او با همه کس در همه جا می باشد ۲
نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما می باشد ۳
از سر کوی تو هرکس که کند عزم سفر
گر به فردوس رود رو به قفا می باشد ۴
در دل ماست خیال تو و از ما دورست
عکس از آیینه در آیینه جدا می باشد ۵
خضر در دامن صحرای طلب کمیاب است
ورنه در هر سیهی آب بقا می باشد ۶
جگر سوخته صاحب نظران می دارند
مشک در ناف غزالان ختا می باشد ۷
دل سنگ تو ز بیتابی ما آسوده است
قبله را کی خبر از قبله نما می باشد؟ ۸
نیست ممکن که به رویش نگشایند دری
هرکه در حلقه مردان خدا می باشد ۹
سر آزاده و درد سر دولت، هیهات
تیغ بر فرق من از بال هما می باشد ۱۰
رهنوردی که سبکبار ز دنیا گذرد
خار در رهگذرش دست دعا می باشد ۱۱
هرکه جان داده درین راه، رسیده است به جان
دل هرکس که ز جا رفت بجا می باشد ۱۲
از دم گرم تو صائب دل افسرده نماند
نفس سوختگان عقده گشا می باشد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۵۶ - نیستم گل که مرا برگ نثاری باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۵۸ - کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.