هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از سادگی و قناعت خود میگوید و بیان میکند که به مال و ثروت دنیا وابسته نیست. او خود را مانند گل یا باغی پرزرق و برق نمیداند، بلکه سادهزیستی و قناعت را ترجیح میدهد. همچنین، از اهمیت کمک به دیگران و عواقب دنیوی و اخروی اعمال سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۴۵۶ - نیستم گل که مرا برگ نثاری باشد
نیستم گل که مرا برگ نثاری باشد
تحفه سوختگان مشت شراری باشد ۱
باغ من دامن دشت است و حصارم سر کوه
من نه آنم که مرا باغ و حصاری باشد ۲
غنچه آبله ام، برگ قناعت دارم
روزی من ز دو عالم سر خاری باشد ۳
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
تا پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد ۴
گل داغی که ازو سینه ندزدی امروز
در شبستان کفن لاله عذاری باشد ۵
خس و خاری که ز راه دگران برداری
در دل خاک ترا باغ و بهاری باشد ۶
به شمار نفس افتاد ترا کار و ز حرص
هر سر موی تو مشغول به کاری باشد ۷
زنده در گور کند حشر مکافات ترا
بر دل موری اگر از تو غباری باشد ۸
عشق بیهوده سر تربیت او دارد
صائب آن نیست که شایسته کاری باشد ۹
تحفه سوختگان مشت شراری باشد ۱
باغ من دامن دشت است و حصارم سر کوه
من نه آنم که مرا باغ و حصاری باشد ۲
غنچه آبله ام، برگ قناعت دارم
روزی من ز دو عالم سر خاری باشد ۳
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
تا پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد ۴
گل داغی که ازو سینه ندزدی امروز
در شبستان کفن لاله عذاری باشد ۵
خس و خاری که ز راه دگران برداری
در دل خاک ترا باغ و بهاری باشد ۶
به شمار نفس افتاد ترا کار و ز حرص
هر سر موی تو مشغول به کاری باشد ۷
زنده در گور کند حشر مکافات ترا
بر دل موری اگر از تو غباری باشد ۸
عشق بیهوده سر تربیت او دارد
صائب آن نیست که شایسته کاری باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۵۵ - هرکه را چشم بر آن گوشه ابرو باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۵۷ - گرچه آن سرو روان در همه جا می باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.