هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و تحولات درونی اوست. شاعر از عشق و مستی، رنج و سختیهای زندگی، و در نهایت رسیدن به جایگاه والا سخن میگوید. او از تأثیر معشوق بر زندگی خود و تحولاتی که این عشق در او ایجاد کرده، یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۵۰۱ - بی سخن غنچه لبان مست مدامم کردند
بی سخن غنچه لبان مست مدامم کردند
باده از شیشه سربسته به جامم کردند ۱
استخوان در تن من پنجه مرجان گردید
زان میی کز لب لعل تو به جامم کردند ۲
در طلب رفت چو قمری همه عمر مرا
تا سرافراز به یک حلقه دامم کردند ۳
کوه را لنگر من داشت سبک چون پر کاه
لاله رویان جهان کبک خرامم کردند ۴
سالها سختی ایام کشیدم چو عقیق
تا عزیزان چو نگین صاحب نامم کردند ۵
شدم از لاغری انگشت نما چون مه نو
تا درین دایره چون بدر تمامم کردند ۶
لله الحمد که از خوان جهان روزی من
رغبتی بود که مردم به کلامم کردند ۷
صائب از بی دهنی بود که شیرین دهنان
قانع از بوسه شیرین به پیامم کردند ۸
باده از شیشه سربسته به جامم کردند ۱
استخوان در تن من پنجه مرجان گردید
زان میی کز لب لعل تو به جامم کردند ۲
در طلب رفت چو قمری همه عمر مرا
تا سرافراز به یک حلقه دامم کردند ۳
کوه را لنگر من داشت سبک چون پر کاه
لاله رویان جهان کبک خرامم کردند ۴
سالها سختی ایام کشیدم چو عقیق
تا عزیزان چو نگین صاحب نامم کردند ۵
شدم از لاغری انگشت نما چون مه نو
تا درین دایره چون بدر تمامم کردند ۶
لله الحمد که از خوان جهان روزی من
رغبتی بود که مردم به کلامم کردند ۷
صائب از بی دهنی بود که شیرین دهنان
قانع از بوسه شیرین به پیامم کردند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۰۰ - قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۰۲ - از لب خشک مهیا لب نانم کردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.