هوش مصنوعی:
این متن به توصیف ویژگیهای اهل معنا میپردازد که از ظواهر دنیوی گذر کردهاند و به حقیقت درونی توجه دارند. آنها بهشت را در خود جستجو میکنند، از وابستگیهای مادی دوری میجویند و به دنبال روشنگری و کمک به دیگران هستند. آنها در عین پریشانی ظاهری، آرامش درونی دارند و با سختیها و شیرینیهای زندگی به شکلی متعالی برخورد میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۵۰۷ - اهل معنی به سخن بلبل بستان خودند
اهل معنی به سخن بلبل بستان خودند
به نظر آینه دار دل حیران خودند ۱
پای رغبت نگذارند به دامان بهشت
همه در سیر گلستان ز گریبان خودند ۲
جگر تشنه به سرچشمه حیوان نبرند
این سکندرمنشان چشمه حیوان خودند ۳
چشم چون لاله به لخت جگر خود دارند
میزبان خود و مهمان سر خوان خودند ۴
در ته توده خاکستر هستی چون برق
گرم روشنگری آینه جان خودند ۵
از خدا رنج خود و راحت مردم طلبند
مرهم زخم کسان، داغ نمایان خودند ۶
به نسیم سخن سرد پریشان نشوند
همچو دستار سر صبح، پریشان خودند ۷
عشوه خرمن گل را به جوی نستانند
غنچه خسبان ریاضت گل دامان خودند ۸
گاه در قبضه بسطند و گهی در کف قبض
دمبدم قفل و کلید در زندان خودند ۹
چه عجب گر سخن تلخ به شکر گویند
که ز شیرین سخنیها شکرستان خودند ۱۰
پرتو مهر به افسرده دلان ارزانی
خانمان سوختگان شمع شبستان خودند ۱۱
فرصت دیدن عیب و هنر خلق کجاست؟
که به صد چشم، شب و روز نگهبان خودند ۱۲
خاطر جمع ازین قوم طلب کن صائب
که پریشان شده فکر پریشان خودند ۱۳
به نظر آینه دار دل حیران خودند ۱
پای رغبت نگذارند به دامان بهشت
همه در سیر گلستان ز گریبان خودند ۲
جگر تشنه به سرچشمه حیوان نبرند
این سکندرمنشان چشمه حیوان خودند ۳
چشم چون لاله به لخت جگر خود دارند
میزبان خود و مهمان سر خوان خودند ۴
در ته توده خاکستر هستی چون برق
گرم روشنگری آینه جان خودند ۵
از خدا رنج خود و راحت مردم طلبند
مرهم زخم کسان، داغ نمایان خودند ۶
به نسیم سخن سرد پریشان نشوند
همچو دستار سر صبح، پریشان خودند ۷
عشوه خرمن گل را به جوی نستانند
غنچه خسبان ریاضت گل دامان خودند ۸
گاه در قبضه بسطند و گهی در کف قبض
دمبدم قفل و کلید در زندان خودند ۹
چه عجب گر سخن تلخ به شکر گویند
که ز شیرین سخنیها شکرستان خودند ۱۰
پرتو مهر به افسرده دلان ارزانی
خانمان سوختگان شمع شبستان خودند ۱۱
فرصت دیدن عیب و هنر خلق کجاست؟
که به صد چشم، شب و روز نگهبان خودند ۱۲
خاطر جمع ازین قوم طلب کن صائب
که پریشان شده فکر پریشان خودند ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۰۶ - تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۰۸ - روشنائی که درین دایره صاحب دیدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.