هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، از عشق نافرجام، درد دل، و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، ناکامیها، و اندوه درونی خود مینالد و با تصاویری مانند پروانه و شمع، سرو و فاخته، و فرهاد و شیرین، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین، استفاده از استعارههای پیچیده و واژگان ادبی که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۵۳۹ - غم محال است که تدبیر دل من نکند
غم محال است که تدبیر دل من نکند
این نه برقی است که دلسوزی خرمن نکند ۱
سرو چون قامت عاشق طلبی جلوه دهد
چه کند فاخته گر طوق به گردن نکند؟ ۲
ما و فرهاد به یک زخم ز عالم شده ایم
خون ما خواب به افسانه دشمن نکند ۳
همه شب ناخن من با دل من در جنگ است
چه کند صیقل اگر آینه روشن نکند؟ ۴
بال پروانه ما شمع تجلی طلب است
عشقبازی به جگرگوشه گلخن نکند ۵
بس که غم قفل به دلهای پریشان زده است
غنچه ای در دل شب یاد شکفتن نکند ۶
چشم صائب ز جمال تو چنان معمورست
که توجه به گل و لاله ایمن نکند ۷
این نه برقی است که دلسوزی خرمن نکند ۱
سرو چون قامت عاشق طلبی جلوه دهد
چه کند فاخته گر طوق به گردن نکند؟ ۲
ما و فرهاد به یک زخم ز عالم شده ایم
خون ما خواب به افسانه دشمن نکند ۳
همه شب ناخن من با دل من در جنگ است
چه کند صیقل اگر آینه روشن نکند؟ ۴
بال پروانه ما شمع تجلی طلب است
عشقبازی به جگرگوشه گلخن نکند ۵
بس که غم قفل به دلهای پریشان زده است
غنچه ای در دل شب یاد شکفتن نکند ۶
چشم صائب ز جمال تو چنان معمورست
که توجه به گل و لاله ایمن نکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۳۸ - مکث لب تشنه دیدار به جنت نکند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴۰ - چرخ هرچند دل اهل هنر را شکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.