خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند ناپایداری دنیا، رنج اهل هنر، طبیعت و احساسات انسانی میپردازد. شاعر از شکستن دل اهل هنر توسط چرخ روزگار شکایت دارد و به زیباییهای طبیعت مانند ابر بهاران و گل اشاره میکند. همچنین، از تشنگی و درد دل سخن میگوید و بر پایداری و استحکام ضمیر پاک تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۵۴۰ - چرخ هرچند دل اهل هنر را شکند
چرخ هرچند دل اهل هنر را شکند
چون خریدار که رسم است گهر را شکند ۱
کاسه و کوزه افلاک، شکستن دارد
چند بیهوده دل اهل هنر را شکند ۲
چه کمی چشم من از ابر بهاران دارد؟
چون ز مژگان به میان دامن تر را شکند ۳
ای گل ابر، من تشنه جگر را دریاب
به دمی آب که صفرای جگر را شکند ۴
دست بر صاف ضمیران نبود لغزش را
لرزه موج کجا آب گهر را شکند؟ ۵
آب رونق به رخ کار پدر می آرد
صائب آن نیست که بازار پدر را شکند ۶
چون خریدار که رسم است گهر را شکند ۱
کاسه و کوزه افلاک، شکستن دارد
چند بیهوده دل اهل هنر را شکند ۲
چه کمی چشم من از ابر بهاران دارد؟
چون ز مژگان به میان دامن تر را شکند ۳
ای گل ابر، من تشنه جگر را دریاب
به دمی آب که صفرای جگر را شکند ۴
دست بر صاف ضمیران نبود لغزش را
لرزه موج کجا آب گهر را شکند؟ ۵
آب رونق به رخ کار پدر می آرد
صائب آن نیست که بازار پدر را شکند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۳۹ - غم محال است که تدبیر دل من نکند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴۱ - دست تاک از اثر نشأه صهباست بلند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.