خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مفاهیم عمیقی مانند عشق، امید، صبر، مقاومت و جستجوی حقیقت را بیان میکند. شاعر از عناصر طبیعی مانند نور خورشید، باد، سنگ و آتش برای انتقال احساسات و اندیشههای خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و جستجوی حقیقت ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۶۰۸ - حسن را حلقه خط مانع رفتن نشود
حسن را حلقه خط مانع رفتن نشود
نور خورشید، نظربند ز روزن نشود ۱
نبرد خنده ظاهر ز دل تنگ ملال
غنچه را دل تهی از خون به شکفتن نشود ۲
باد دستان ز گرانباری زر آزادند
سنگ یک لحظه فزون بار فلاخن نشود ۳
می شود خرده جانها یکی از وصل هزار
آه اگر دانه من واصل خرمن نشود ۴
دل روشن ز هوادار نبالد بر خویش
شعله ور آتش یاقوت ز دامن نشود ۵
صبح خورشید جهانتاب بود چشم سفید
چشم یعقوب محال است که روشن نشود ۶
چاه خس پوش خطر بیش ز رهزن دارد
دوربین امن ز همواری دشمن نشود ۷
برمیاور سر دعوی ز گریبان غرور
که علم کس به کمال از رگ گردن نشود ۸
سوز دل کم نشد از تیغ شهادت صائب
آتش سنگ خموش از نم آهن نشود ۹
نور خورشید، نظربند ز روزن نشود ۱
نبرد خنده ظاهر ز دل تنگ ملال
غنچه را دل تهی از خون به شکفتن نشود ۲
باد دستان ز گرانباری زر آزادند
سنگ یک لحظه فزون بار فلاخن نشود ۳
می شود خرده جانها یکی از وصل هزار
آه اگر دانه من واصل خرمن نشود ۴
دل روشن ز هوادار نبالد بر خویش
شعله ور آتش یاقوت ز دامن نشود ۵
صبح خورشید جهانتاب بود چشم سفید
چشم یعقوب محال است که روشن نشود ۶
چاه خس پوش خطر بیش ز رهزن دارد
دوربین امن ز همواری دشمن نشود ۷
برمیاور سر دعوی ز گریبان غرور
که علم کس به کمال از رگ گردن نشود ۸
سوز دل کم نشد از تیغ شهادت صائب
آتش سنگ خموش از نم آهن نشود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۰۷ - سر آشفته ز دستار بسامان نشود
گوهر بعدی:غزل ۳۶۰۹ - به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.