هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است. شاعر از عشق به عنوان نیرویی فراتر از دنیا و آخرت سخن میگوید و به ناتوانی در برابر تقدیر و جبر زمانه اشاره میکند. همچنین، او از دردها و رنجهای عشق و زندگی میگوید که حتی گرمای آهش نیز گلاب از گل تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و دردهای عاطفی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۶۴۹ - تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
سرو را فاخته از طوق به زنجیر کشید ۱
هرگز از سیل گرانسنگ، عمارت نکشد
آنچه ویرانه ام از منت تعمیر کشید ۲
عشق خوش سهل برآورد مرا از دو جهان
نتوان موی چنین از قدح شیر کشید ۳
نتوانست دل سخت ترا نرم کند
آه گرمم که گلاب از گل تصویر کشید ۴
قدم راست روان خضر ره توفیق است
سر چو پیکان نتوان از قدم تیر کشید ۵
بالش از دامن حوران بهشتی نکند
خواب ما بس که پریشانی تعبیر کشید ۶
در خم زلف گرهگیر تو عاجز شده است
دل صائب که عنان از کف تقدیر کشید ۷
سرو را فاخته از طوق به زنجیر کشید ۱
هرگز از سیل گرانسنگ، عمارت نکشد
آنچه ویرانه ام از منت تعمیر کشید ۲
عشق خوش سهل برآورد مرا از دو جهان
نتوان موی چنین از قدح شیر کشید ۳
نتوانست دل سخت ترا نرم کند
آه گرمم که گلاب از گل تصویر کشید ۴
قدم راست روان خضر ره توفیق است
سر چو پیکان نتوان از قدم تیر کشید ۵
بالش از دامن حوران بهشتی نکند
خواب ما بس که پریشانی تعبیر کشید ۶
در خم زلف گرهگیر تو عاجز شده است
دل صائب که عنان از کف تقدیر کشید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۴۸ - در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۵۰ - از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.