هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند ناتوانی در رسیدن به آرامش و فراغت، قناعت، عشق، و دوری از مردم برای یافتن آرامش می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، ناکامی‌های انسان در رسیدن به خواسته‌هایش را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مضامین پیچیده نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارند.

غزل ۳۶۴۸ - در جهان کس می عشرت نتوانست کشید

در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
آروز پای فراغت نتوانست کشید ۱

آه کز پستی این مجمر بی روزن چرخ
نفسی شعله فطرت نتوانست کشید ۲

هرکه بالین قناعت ز کف دست نکرد
رخت بر بستر راحت نتوانست کشید ۳

فرد شو فرد که تا خضر نشد دور از خلق
دم آبی به فراغت نتوانست کشید ۴

دشت تفسیده عشق است که خورشید بلند
پا از آنجا به سلامت نتوانست کشید ۵

دل که خمخانه آفات تهی کرده اوست
باده تلخ نصیحت نتوانست کشید ۶

نرمی از خلق مدارید توقع که مسیح
روغن از ریگ به حکمت نتوانست کشید ۷

دید تا روی ترا آینه، رو پنهان کرد
خجلت صبح قیامت نتوانست کشید ۸

به چمن رفتی و از شرم گل عارض تو
غنچه خمیازه حسرت نتوانست کشید ۹

صائب از سایه ارباب کرم سر دزدید
کوه بر فرق ز منت نتوانست کشید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۴۷ - چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۴۹ - تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.