هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق عاشقانه، رنجها و امیدهای عاشق میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبایی مانند زمین سوخته، آتش، ماه و سرو استفاده شده است. شاعر از درد فراق، اشتیاق ملاقات، ارزش صبر در عشق و تأثیر نام و ناموری سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند غربت، سختیها و امیدواری اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۳۶۷۸ - ز درد و داغ، دل تیره دیده ور گردد
ز درد و داغ، دل تیره دیده ور گردد
زمین سوخته روشن به یک شرر گردد ۱
چنان که می شود آتش بلند از دامن
ز نامه شوق ملاقات بیشتر گردد ۲
بود حلاوت عشاق در گرفتاری
ز بند، حوصله نی پر از شکر گردد ۳
شود ز هاله کمربسته حسن ماه تمام
ز طوق فاختگان سرو دیده ور گردد ۴
خط مسلمی آفت است گمنامی
سیاه روز عقیقی که نامور گردد ۵
ز دست دامن آوارگی مده زنهار
که تنگ دامن صحرا ز راهبر گردد ۶
غریب نیست شود مشک، اشک خونینش
ز دور خط تو هر دیده ای که برگردد ۷
به زیر پای کسی کز سر جهان خیزد
فلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد ۸
حضور صافدلان زنگ می برد از دل
که آب، سبز محال است در گهر گردد ۹
عرق به دامنم از چهره پاک خواهد کرد
ز اشتیاقم اگر یار باخبر گردد ۱۰
مکن به ریختن خون ز چشم تر امساک
که خون مرده دلان خرج نیشتر گردد ۱۱
دلم ز چین جبینش چو بید می لرزد
سفینه مضطرب از موجه خطر گردد ۱۲
شود گشادگیش قفل بستگی صائب
ز هر دری که گدا ناامید برگردد ۱۳
زمین سوخته روشن به یک شرر گردد ۱
چنان که می شود آتش بلند از دامن
ز نامه شوق ملاقات بیشتر گردد ۲
بود حلاوت عشاق در گرفتاری
ز بند، حوصله نی پر از شکر گردد ۳
شود ز هاله کمربسته حسن ماه تمام
ز طوق فاختگان سرو دیده ور گردد ۴
خط مسلمی آفت است گمنامی
سیاه روز عقیقی که نامور گردد ۵
ز دست دامن آوارگی مده زنهار
که تنگ دامن صحرا ز راهبر گردد ۶
غریب نیست شود مشک، اشک خونینش
ز دور خط تو هر دیده ای که برگردد ۷
به زیر پای کسی کز سر جهان خیزد
فلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد ۸
حضور صافدلان زنگ می برد از دل
که آب، سبز محال است در گهر گردد ۹
عرق به دامنم از چهره پاک خواهد کرد
ز اشتیاقم اگر یار باخبر گردد ۱۰
مکن به ریختن خون ز چشم تر امساک
که خون مرده دلان خرج نیشتر گردد ۱۱
دلم ز چین جبینش چو بید می لرزد
سفینه مضطرب از موجه خطر گردد ۱۲
شود گشادگیش قفل بستگی صائب
ز هر دری که گدا ناامید برگردد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۷۷ - ز می فروغ لب یار بیشتر گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۶۷۹ - ز چهره تو نگه داغدار برگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.