هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامینی مانند عشق، جدایی، صبر در برابر سختیها، و پاکی دل سخن میگوید. شاعر از زبان عاشقی سخن میگوید که با وجود مشکلات، دل به دریا زده و از حوادث نمیهراسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی مانند بیحاصلی و عروج روح دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارند.
غزل ۳۷۶۶ - ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
بهار نشأه این باده را دوبالا کرد ۱
گره ز غنچه پیکان گشودن آسان است
دل گرفته ما را توان وا کرد ۲
درین ریاض به بی حاصلی علم گردد
چو سرو مصرع موزونی آن که انشا کرد ۳
سیاه کرد به چشمش جهان روشن را
اگرچه در تن خفاش روح عیسی کرد ۴
مرا به دست تهی همچو شانه می باید
گره ز کار پریشان عالمی وا کرد ۵
نمی رسد به زمین پایش از صدای رحیل
سبکروی که سرانجام زاد عقبی کرد ۶
ز تیغ حادثه پروا نمی کند عاشق
ز موج تر نشود هرکه دل به دریا کرد ۷
در آفتاب جهانتاب محو شد صائب
چو شبنم آن که دل خویش را مصفا کرد ۸
بهار نشأه این باده را دوبالا کرد ۱
گره ز غنچه پیکان گشودن آسان است
دل گرفته ما را توان وا کرد ۲
درین ریاض به بی حاصلی علم گردد
چو سرو مصرع موزونی آن که انشا کرد ۳
سیاه کرد به چشمش جهان روشن را
اگرچه در تن خفاش روح عیسی کرد ۴
مرا به دست تهی همچو شانه می باید
گره ز کار پریشان عالمی وا کرد ۵
نمی رسد به زمین پایش از صدای رحیل
سبکروی که سرانجام زاد عقبی کرد ۶
ز تیغ حادثه پروا نمی کند عاشق
ز موج تر نشود هرکه دل به دریا کرد ۷
در آفتاب جهانتاب محو شد صائب
چو شبنم آن که دل خویش را مصفا کرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۶۵ - ترا چه غم که شب ما دراز می گذرد؟
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶۷ - همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.