هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، گذر زمان، رنج و شادی، و تفاوت بین عشق حقیقی و مجازی میپردازد. شاعر از شب دراز و روزگار ناز سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و زندگی اشاره میکند. همچنین، مفاهیمی مانند فقر، گدازش دل، و شهادت نیز در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و شهادت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۷۶۵ - ترا چه غم که شب ما دراز می گذرد؟
ترا چه غم که شب ما دراز می گذرد؟
که روزگار تو در خواب ناز می گذرد ۱
غرض ز سنگدلی داغ کردن شهداست
به لاله زار اگر آن سرو ناز می گذرد ۲
نیازمندی ازو همچو ناز می بارد
ز ناز اگر چه ز من بی نیاز می گذرد ۳
ز پا کشیدن زلف و غبار خط پیداست
که وقت خوبی آن دلنواز می گذرد ۴
تو همچو باد سبک می روی، چه می دانی
بر این خرابه چه از ترکتاز می گذرد؟ ۵
ز پرده داری دل سینه ام چو گل شد چاک
چه بر صدف ز گهرهای راز می گذرد ۶
حیات زنده دلان در گداز خویشتن است
نمرده شمع کج از گداز می گذرد؟ ۷
خبر ز عشق حقیقی ندارد آن غافل
که زندگیش به عشق مجاز می گذرد ۸
ز کشور دل محمود گرد می خیزد
اگر نسیم به زلف ایاز می گذرد ۹
زبان تیغ شهادت چنان فریبنده است
که خضر از سر عمر دراز می گذرد ۱۰
چو صائب آن که به دولتسرای فقر رسید
ز صاحبان کرم بی نیاز می گذرد ۱۱
که روزگار تو در خواب ناز می گذرد ۱
غرض ز سنگدلی داغ کردن شهداست
به لاله زار اگر آن سرو ناز می گذرد ۲
نیازمندی ازو همچو ناز می بارد
ز ناز اگر چه ز من بی نیاز می گذرد ۳
ز پا کشیدن زلف و غبار خط پیداست
که وقت خوبی آن دلنواز می گذرد ۴
تو همچو باد سبک می روی، چه می دانی
بر این خرابه چه از ترکتاز می گذرد؟ ۵
ز پرده داری دل سینه ام چو گل شد چاک
چه بر صدف ز گهرهای راز می گذرد ۶
حیات زنده دلان در گداز خویشتن است
نمرده شمع کج از گداز می گذرد؟ ۷
خبر ز عشق حقیقی ندارد آن غافل
که زندگیش به عشق مجاز می گذرد ۸
ز کشور دل محمود گرد می خیزد
اگر نسیم به زلف ایاز می گذرد ۹
زبان تیغ شهادت چنان فریبنده است
که خضر از سر عمر دراز می گذرد ۱۰
چو صائب آن که به دولتسرای فقر رسید
ز صاحبان کرم بی نیاز می گذرد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۶۴ - صباح مستی و شام خمار می گذرد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶۶ - ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.