هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر مفاهیمی مانند عشق، رنج، وحدت، تقدیر و بیخودی است. شاعر از دردها و رنجهای عشق میگوید و اشاره میکند که عطای دوست بیدریغ است. همچنین، او به وحدت و خطرات آن، تأثیر حوادث بر زندگی، و تسلیم در برابر تقدیر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۸۵۷ - مرا که سایه خم سایه کمر باشد
مرا که سایه خم سایه کمر باشد
چه احتیاج به سرسایه دگر باشد ۱
عطای دوست بود بی دریغ بخش ارنه
سری کجاست که لایق به دردسرباشد ۲
زسیل حادثه از جا روند بیجگران
کمند وحدت ما موجه خطر باشد ۳
همیشه عشق زتردامنان در آزارست
بلای چشم بود هیزمی که تر باشد ۴
مرا از آن سفر بیخودی خوش آمده است
که بی نیاز ز تمهید همسفر باشد ۵
شراب تلخ به اندازه خورکه خون در رگ
زاعتدال چو بگذشت نیشتر باشد ۶
کنم درست کدامین شکسته خود را
مرا که دست ودل از هم شکسته تر باشد ۷
به قبض وبسط مرا صائب اختیاری نیست
گشاد و بست من از عالم دگر باشد ۸
چه احتیاج به سرسایه دگر باشد ۱
عطای دوست بود بی دریغ بخش ارنه
سری کجاست که لایق به دردسرباشد ۲
زسیل حادثه از جا روند بیجگران
کمند وحدت ما موجه خطر باشد ۳
همیشه عشق زتردامنان در آزارست
بلای چشم بود هیزمی که تر باشد ۴
مرا از آن سفر بیخودی خوش آمده است
که بی نیاز ز تمهید همسفر باشد ۵
شراب تلخ به اندازه خورکه خون در رگ
زاعتدال چو بگذشت نیشتر باشد ۶
کنم درست کدامین شکسته خود را
مرا که دست ودل از هم شکسته تر باشد ۷
به قبض وبسط مرا صائب اختیاری نیست
گشاد و بست من از عالم دگر باشد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۵۶ - خوشا دلی که دراودرد را گذر باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۵۸ - فروغ گوهر چرخ از جلای دل باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.