این شعر از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، جوانی، گذر زمان، حقیقت و سعادت میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به خواننده هشدار میدهد که از فریب دنیا دوری کند و به دنبال حقیقت و سعادت درونی باشد. او تأکید میکند که جوانی زودگذر است و وفایی در دنیا وجود ندارد. همچنین، عشق را راهی پرخطر اما راستین میداند که تنها با صداقت میتوان آن را پیمود.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به گذر زمان و ناپایداری دنیا نیاز به تجربه زندگی دارد تا به خوبی درک شود.
غزل ۳۸۷۰ - سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
اثر ز پاک فروشان بجانمی باشد ۱
نگاه حسن شناسان همیشه در سفرست
دل غریب خیالان بجا نمی باشد ۲
میان خال وخط وحسن راه بسیارست
اگر چه لفظ ز معنی جدا نمی باشد ۳
ز نوبهار جوانی ذخیره ای بردار
که رنگ وبوی جهان را وفا نمی باشد ۴
مخور فریب تماشای روی کار جهان
که هیچ آینه ای بی قفا نمی باشد ۵
سعادت ازلی از دل شکسته طلب
درین خرابه بغیر از همانمی باشد ۶
غبار قافله آرزوست گردملال
ملال در دل بی مدعا نمی باشد ۷
گره چو وقت سرآیدگرهگشاگردد
گشاد غنچه به دست صبا نمی باشد ۸
به روشنایی هم می روندسوختگان
به وادیی که منم نقش پا نمی باشد ۹
به راه پر خطر عشق راست شو صائب
که غیر راستی اینجا عصا نمی باشد ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.