هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر بیخبری از خود، غفلت از خدا، بیاثری اعمال نادرست، و ارزش صلح درونی تأکید دارد. شاعر از پوچی سخنان بیمغز، آزادی روح، و بینیازی دل صاف سخن میگوید و در نهایت، صلح درونی را از طریق ریاضت و صبر توصیه میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'به خون دل ز می ناب صلح کن' نیاز به درک بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۸۷۱ - خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد
خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد
که آه بی اثران بی اثر نمی باشد ۱
نمی شود دل بیتاب از خدا غافل
ز قبله قبله نما بیخبر نمی باشد ۲
چه حاجت است به ارشاد عزم صادق را
دلیل قافله را راهبر نمی باشد ۳
ز مغز نیست سخنهای پوچ ما خالی
حباب قلزم ما بی گهر نمی باشد ۴
به گردنی که زبند لباس شد آزاد
دو شاخه ای ز گریبان بتر نمی باشد ۵
دهان تلخ برون می برم ز گلزاری
که سرو وبید در او بی ثمر نمی باشد ۶
صفای دل ز جهان بی نیاز کرد مرا
که روی آینه محتاج زر نمی باشد ۷
به خون دل ز می ناب صلح کن صائب
که غیر خون می بی دردسرنمی باشد ۸
که آه بی اثران بی اثر نمی باشد ۱
نمی شود دل بیتاب از خدا غافل
ز قبله قبله نما بیخبر نمی باشد ۲
چه حاجت است به ارشاد عزم صادق را
دلیل قافله را راهبر نمی باشد ۳
ز مغز نیست سخنهای پوچ ما خالی
حباب قلزم ما بی گهر نمی باشد ۴
به گردنی که زبند لباس شد آزاد
دو شاخه ای ز گریبان بتر نمی باشد ۵
دهان تلخ برون می برم ز گلزاری
که سرو وبید در او بی ثمر نمی باشد ۶
صفای دل ز جهان بی نیاز کرد مرا
که روی آینه محتاج زر نمی باشد ۷
به خون دل ز می ناب صلح کن صائب
که غیر خون می بی دردسرنمی باشد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۷۰ - سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۷۲ - به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.