خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند خودکفایی، تلاش برای کمال، استفاده از فرصتها، اهمیت دل و رازداری، و تمرکز در عبادت میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۹۷۴ - اگر کسی متوسل به چاره ساز شود
اگر کسی متوسل به چاره ساز شود
هم از طبیب و هم از چاره بی نیاز شود ۱
هلال سعی کند در کمال خود غافل
که چون تمام شود بوته گداز شود ۲
دهن به ابر گهربار باز کن که صدف
به لب گشودنی از بحر بی نیاز شود ۳
شمار آه به مقدار عقده های دل است
به قدر دانه زبان خوشه را دراز شود ۴
مرا دلی است ز صبح وصال روشنتر
چگونه سینه من پرده پوش راز شود ۵
کشیده دار عنان سخن که همچون شمع
زبان دراز چو گردید خرج گاز شود ۶
به طوف کعبه رود بت در آستین صائب
کسی که با خودی خویش در نماز شود ۷
هم از طبیب و هم از چاره بی نیاز شود ۱
هلال سعی کند در کمال خود غافل
که چون تمام شود بوته گداز شود ۲
دهن به ابر گهربار باز کن که صدف
به لب گشودنی از بحر بی نیاز شود ۳
شمار آه به مقدار عقده های دل است
به قدر دانه زبان خوشه را دراز شود ۴
مرا دلی است ز صبح وصال روشنتر
چگونه سینه من پرده پوش راز شود ۵
کشیده دار عنان سخن که همچون شمع
زبان دراز چو گردید خرج گاز شود ۶
به طوف کعبه رود بت در آستین صائب
کسی که با خودی خویش در نماز شود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۷۳ - دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
گوهر بعدی:غزل ۳۹۷۵ - سری که خالی از اندیشه محال شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.