هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوق خود سخن می‌گوید. او از زیبایی و جذابیت معشوق خود به ستایش پرداخته و از دام عشق او سخن می‌گوید. شاعر معتقد است که عشق معشوق از هر چیزی ارزشمندتر است و حتی ثروت و قدرت نیز در برابر آن بی‌ارزش است. او همچنین از نور و زیبایی چهره معشوق و تأثیر آن بر جهان سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۳۰۰۷ - دوش همه شب، دوش همه شب، گشتم من بر بام حبیبی

دوشْ همه شب، دوشْ همه شب، گشتم من بر بامِ حَبیبی
اَخْتَر و گَردون، اَخْتَر و گَردون، بُرده زِ زُهره جامِ حَبیبی ۱

جُملهٔ جان‌ها، جُملهٔ جان‌ها، بَسته پَر و پا، بَسته پَر و پا
هَمچو دلِ من، هَمچو دلِ من، دِلْخوش اَنْدَر دامِ حَبیبی ۲

دامِ تو خوش‌تَر، دامِ تو خوش‌تَر، از میِ اَحْمَر، وَزْ رَزِ اَخْضَر
از زَرِ پُخته، از زَرِ پُخته، نادره تَر بُد، خامِ حَبیبی ۳

نورِ رُخِ شَهْ، نورِ رُخِ شَهْ، حَسرتِ صد مَهْ، رَهْ زَنِ صد رَهْ
صُبحِ سَعادت، صُبحِ سَعادت، دَرج شده در شامِ حَبیبی ۴

مَخْزنِ قارون، مَخْزنِ قارون، اَخْتَرِ گَردون، مُلْکِ هُمایون
گَر بِدَهَد جان، گَر بِدَهَد جان، او نَگُزارد وامِ حَبیبی ۵

عام شُده‌ست این، عام شُده‌ست این، نَظْمِ سُخَن‌ها، لیک تو این بین
ای شُده قُربان، ای شُده قُربان، خاصِ جهانْ در عامِ حَبیبی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۰۶ - سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰۸ - خواجه سلام علیک، گنج وفا یافتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.