خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف تأثیرات مستی و عشق میپردازد. شاعر با اشاره به عناصر طبیعت مانند سیل، نسیم، غنچه، سرو و بادام، حالات عاشقانه و مستی را به تصویر میکشد و از تأثیر حرکات معشوق بر روح و روان سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای مربوط به مستی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
غزل ۴۱۷۸ - هشیار را خرام تو سر مست می کند
هشیار را خرام تو سر مست می کند
این سیل اگر به کوه رسد پست می کند ۱
تا وا کند نسیم سحرگاه غنچه ای
صد عقده باز تاک زبردست می کند ۲
قد ترا به سرو چه نسبت که آب را
حیرانی خرام تو پا بست می کند ۳
از خط فزود مستی آن چشم پرخمار
بادام را بنفشه سیه مست می کند ۴
صائب من از نظاره ساقی شدم خراب
ورنه مرا شراب کجا مست می کند ۵
این سیل اگر به کوه رسد پست می کند ۱
تا وا کند نسیم سحرگاه غنچه ای
صد عقده باز تاک زبردست می کند ۲
قد ترا به سرو چه نسبت که آب را
حیرانی خرام تو پا بست می کند ۳
از خط فزود مستی آن چشم پرخمار
بادام را بنفشه سیه مست می کند ۴
صائب من از نظاره ساقی شدم خراب
ورنه مرا شراب کجا مست می کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۷۷ - مشکل دل رمیده هوای وطن کند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۷۹ - هربلبلی که زمزمه بنیاد می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.