هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر ناامیدی و انتظار بیپایان است. شاعر از نادیده گرفته شدن، بیعدالتی و رنجهای انسان سخن میگوید. او به کسانی اشاره میکند که با وجود فداکاریهایشان، تقدیرشان تغییر نمیکند و جامعه به آنها توجهی ندارد. همچنین، از بیوفایی دنیا و ناپایداری امیدها میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربه دارد.
غزل ۴۲۲۹ - چشمی کز انتظار سفیدش نمی کنند
چشمی کز انتظار سفیدش نمی کنند
آیینه دار صبح امیدش نمی کنند ۱
خونهای مرده قابل تلقین فیض نیست
رحم است بر کسی که شهیدش نمی کنند ۲
از باز دید حاصل عمرم به باد رفت
آسوده آن که دیدن عیدش نمی کنند ۳
باشد گران چو زنگ بر آیینه خاطران
هر طوطیی که گفت وشنیدش نمی کنند ۴
از دور باش وحشت مجنون هنوز خلق
آرام زیر سایه بیدش نمی کنند ۵
هر کس نکرد نامه خود را چو شب سیاه
از صبح عفو نامه سفیدش نمی کنند ۶
در حشر چشم بسته سر از خاک برکند
اینجا کسی که صاحب دیدش نمی کنند ۷
قفلی که بر گشایش غیبی است چشم او
منت پذیر هیچ کلیدش نمی کنند ۸
دارند التفات به هر کس شکرلبان
بی زهر در پیاله نبیدش نمی کنند ۹
صائب سیاه خانه صحرای محشرست
از گریه هر دلی که سفیدش نمی کنند ۱۰
آیینه دار صبح امیدش نمی کنند ۱
خونهای مرده قابل تلقین فیض نیست
رحم است بر کسی که شهیدش نمی کنند ۲
از باز دید حاصل عمرم به باد رفت
آسوده آن که دیدن عیدش نمی کنند ۳
باشد گران چو زنگ بر آیینه خاطران
هر طوطیی که گفت وشنیدش نمی کنند ۴
از دور باش وحشت مجنون هنوز خلق
آرام زیر سایه بیدش نمی کنند ۵
هر کس نکرد نامه خود را چو شب سیاه
از صبح عفو نامه سفیدش نمی کنند ۶
در حشر چشم بسته سر از خاک برکند
اینجا کسی که صاحب دیدش نمی کنند ۷
قفلی که بر گشایش غیبی است چشم او
منت پذیر هیچ کلیدش نمی کنند ۸
دارند التفات به هر کس شکرلبان
بی زهر در پیاله نبیدش نمی کنند ۹
صائب سیاه خانه صحرای محشرست
از گریه هر دلی که سفیدش نمی کنند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۲۸ - مردان نظر سیاه به دنیا نمیکنند
گوهر بعدی:غزل ۴۲۳۰ - آمد بهار وخلق به گلزار می روند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.