خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر دربارهی ناکامیها، بدبختیها و ناملایمات زندگی است. شاعر از بخت بد، شکستها و موانع زندگی خود میگوید و احساس میکند که هر درگاهی به رویش بسته شده است. او از بیتوجهی دیگران، حسادت و خجالت خود سخن میگوید و در نهایت به صبر و استقامت در برابر مشکلات اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر و همچنین بیان احساسات پیچیده مانند ناامیدی و شکست، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۴۲۴۱ - غیر از دل دو نیم که خندان چوپسته بود
غیر از دل دو نیم که خندان چوپسته بود
بر هر دری که روی نهادیم بسته بود ۱
قسمت نگر که طوطی بی طالع مرا
روی سخن به آینه زنگ بسته بود ۲
قحط سخن نداشت مرا از سخن خموش
این رشته از گرانی گوهر گسسته بود ۳
بخت سیاه پرده چشم حسود شد
این جغد در خرابه ماپی خجسته بود ۴
دلها از آن مسخر من شد که همچو زلف
پرواز من همیشه به بال شکسته بود ۵
دیوار شد میان من وآتش جحیم
گرد خجالتی که به رویم نشسته بود ۶
روزی که بود دل ز کمر بستگان تو
از کهکشان سپهر میان رانبسته بود ۷
صائب نباخت لنگر صبر از جفای چرخ
چون کوه زیر تیغ به تمکین نشسته بود ۸
بر هر دری که روی نهادیم بسته بود ۱
قسمت نگر که طوطی بی طالع مرا
روی سخن به آینه زنگ بسته بود ۲
قحط سخن نداشت مرا از سخن خموش
این رشته از گرانی گوهر گسسته بود ۳
بخت سیاه پرده چشم حسود شد
این جغد در خرابه ماپی خجسته بود ۴
دلها از آن مسخر من شد که همچو زلف
پرواز من همیشه به بال شکسته بود ۵
دیوار شد میان من وآتش جحیم
گرد خجالتی که به رویم نشسته بود ۶
روزی که بود دل ز کمر بستگان تو
از کهکشان سپهر میان رانبسته بود ۷
صائب نباخت لنگر صبر از جفای چرخ
چون کوه زیر تیغ به تمکین نشسته بود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۴۰ - آن راکه زخمی از دم شمشیر او بود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۴۲ - زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.