خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند رهایی، آزادی، دوری از افراد پست، و ارزش همت بلند می‌پردازد. شاعر با اشاره به عناصری مانند پرواز، شبنم، سرو، و غنچه، مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی را بیان می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دوری از افراد پست و ارزش همت بلند نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۴۲۷۹ - جان از وداع سبکتاز می شود

جان از وداع سبکتاز می شود
لوح مزار، شهپر پرواز می شود ۱

در کام کش زبان که زبان نفس دراز
چون شمع روزی دهن گاز می شود ۲

از صحبت خسیس حذر کن که چشم را
یک برگ کاه مانع پرواز می شود ۳

نتوان به زخم تیغ لبش را ز هم گشود
هر دل که مخزن گهر راز می شود ۴

قطع نظر ز خواب بهارست لازمش
با عندلیب هر که هم آواز می شود ۵

باشد عیار همت افتادگان بلند
شبنم به آفتاب نظرباز می شود ۶

رعناترست سرو ز اشجار میوه دار
آزاد هر که گشت سرفراز می شود ۷

افغان که در گرفتن دامان سعی من
خار شکسته چنگل شهباز می شود ۸

صائب ز آه سرد دل تنگ وا شود
گر غنچه از نسیم سحر باز می شود ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۷۸ - از یاد وصل، دیده من سیر می شود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۸۰ - در شوره زار دانه اگر سبز می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.