هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق، و تأملات فلسفی درباره عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق، رنج‌های عشق، و ناتوانی در برابر جذبه‌های آن سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند گذر از دنیا و رسیدن به معنا دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه عاطفی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشند.

غزل ۴۳۲۷ - هر پرده که از چهره مقصود برافتاد

هر پرده که از چهره مقصود برافتاد
شد برق جهانسوز ومرا در جگر افتاد ۱

چون کنج لب وگوشه چشم است دلاویز
هر چند که ملک دل ما مختصر افتاد ۲

آماده پیچ وخم بسیار شو ای دل
کز زلف مرا کار به موی کمرافتاد ۳

کو حوصله دیدن و کو چشم تماشا
گیرم که نقاب از گل روی تو برافتاد ۴

اندیشه معشوق نگهبان خیال است
عاشق نتواند به خیال دگر افتاد ۵

با فیض سحرگاه دل تنگ چه سازد
رحم است به موری که به تنگ شکرافتاد ۶

زاهد که گذشت از سر دنیا پی فردوس
مسکین ز هوایی به هوایی دگر افتاد ۷

چون غنچه محال است که دلتنگ بماند
کار دل هرکس که به آه سحر افتاد ۸

یکبارگی افتاد کلاه خرد از سر
روزی که به بالای تو ما را نظر افتاد ۹

در غنچه دل خرده جان پرده نشین شد
در سینه زبس داغ تو بر یکدگر افتاد ۱۰

از لذت دیدار خبردار نگردد
چشمی که چو آیینه پریشان نظر افتاد ۱۱

از سینه برآید دل پر آبله صائب
در بحر نماند چو صدف خوش گهر افتاد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۲۶ - تا کی درین جهان مکرر به سر کنید
گوهر بعدی:غزل ۴۳۲۸ - در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.