هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر عشق عمیق و تسلیم در برابر معشوق است. شاعر از آتش عشق درون، پیوند دل با معشوق، و تسلیم در برابر او سخن میگوید. همچنین، اشارهای به گذر زمان و تأثیر آن بر شادیها دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۴۳۷ - حاشا که زعاشق سخن کام برآید
حاشا که زعاشق سخن کام برآید
از سینه آتش نفس خام برآید ۱
بالیدن نخل تو ز پیوند دل ماست
این سرو ز آغوش به اندام برآید ۲
بگذشت ز تلخی همه ایام نشاطم
چون طفل یتیمی که به دشنام برآید ۳
یک چشم زدن چشم تو غایب ز نظر نیست
آهو که گمان داشت چنین رام برآید ۴
شیران جهان گردن تسلیم گذارند
از سلسله زلف تو چون نام برآید ۵
در فکر اثر باش که چون دور کند چرخ
آوازه جمع از دهن جام برآید ۶
بااینهمه آتش که نهان در جگر اوست
صائب که گمان داشت چنین خام برآید ۷
از سینه آتش نفس خام برآید ۱
بالیدن نخل تو ز پیوند دل ماست
این سرو ز آغوش به اندام برآید ۲
بگذشت ز تلخی همه ایام نشاطم
چون طفل یتیمی که به دشنام برآید ۳
یک چشم زدن چشم تو غایب ز نظر نیست
آهو که گمان داشت چنین رام برآید ۴
شیران جهان گردن تسلیم گذارند
از سلسله زلف تو چون نام برآید ۵
در فکر اثر باش که چون دور کند چرخ
آوازه جمع از دهن جام برآید ۶
بااینهمه آتش که نهان در جگر اوست
صائب که گمان داشت چنین خام برآید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۳۶ - خوب است که بی رنج طلب کام برآید
گوهر بعدی:غزل ۴۴۳۸ - بیخواست ز دل ناله جانکاه برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.