خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با احساسات انسانی میپردازد. شاعر از خورشید، گل، چشمه، و دریا به عنوان نمادهایی برای بیان عواطف عمیق استفاده میکند. همچنین، اشارهای به تلاش و پایداری انسان در برابر مشکلات دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
غزل ۴۴۴۱ - خورشید اگر از چشم کسان آب گشاید
خورشید اگر از چشم کسان آب گشاید
رخساره گلرنگ تو خوناب گشاید ۱
از چشمه خورشید مجو آب مروت
کاین چشمه ز چشم دگران آب گشاید ۲
در نیم نفس می شود از پاک فروشان
هر کس چو کتان بار به مهتاب گشاید ۳
در بحر سر از حلقه گرداب برآرد
هر کس که کمر در ره سیلاب گشاید ۴
رخساره گلرنگ تو خوناب گشاید ۱
از چشمه خورشید مجو آب مروت
کاین چشمه ز چشم دگران آب گشاید ۲
در نیم نفس می شود از پاک فروشان
هر کس چو کتان بار به مهتاب گشاید ۳
در بحر سر از حلقه گرداب برآرد
هر کس که کمر در ره سیلاب گشاید ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۴۰ - هویی که مرا از دل دیوانه برآید
گوهر بعدی:غزل ۴۴۴۲ - مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.