هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیم عشق، رنج، صبر، و امید سخن میگوید. شاعر از نالههای دل، عشق فرهاد، رنج ضعیفان، و امید به تغییر شرایط میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند تدبیر، ظلم، و انتظار برای بهبودی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و ظلم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۴۴۲ - مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید
مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید
از غنچه پیکان چه گره باد گشاید ۱
گر عشق نبندد کمر غیرت فرهاد
پیداست چه از تیشه فولاد گشاید ۲
چون نشتر الماس پر و بال ضعیفان
خون از دل بیرحمی صیاد گشاید ۳
محکم شود از خون گره غنچه پیکان
از باده مرا چون دل ناشاد گشاید ۴
در ناخن تدبیر کسان هیچ نبسته است
کز تیشه خود عقده فرهاد گشاید ۵
آن روز زمین تخت سلیمان شود از گل
کز ابر هوابال پریزاد گشاید ۶
از کاوش من دست نگه دار که این رگ
خون از مژه نشتر فصاد گشاید ۷
بی یار موافق دل غمگین نشود باز
شمشاد گره از دل شمشاد گشاید ۸
از سفله حذر کن گه سیری که فلاخن
سنگین چو شود دست به بیداد گشاید ۹
وقت است که از خجلت دیوان تو صائب
گل دفتر خود را به ره باد گشاید ۱۰
از غنچه پیکان چه گره باد گشاید ۱
گر عشق نبندد کمر غیرت فرهاد
پیداست چه از تیشه فولاد گشاید ۲
چون نشتر الماس پر و بال ضعیفان
خون از دل بیرحمی صیاد گشاید ۳
محکم شود از خون گره غنچه پیکان
از باده مرا چون دل ناشاد گشاید ۴
در ناخن تدبیر کسان هیچ نبسته است
کز تیشه خود عقده فرهاد گشاید ۵
آن روز زمین تخت سلیمان شود از گل
کز ابر هوابال پریزاد گشاید ۶
از کاوش من دست نگه دار که این رگ
خون از مژه نشتر فصاد گشاید ۷
بی یار موافق دل غمگین نشود باز
شمشاد گره از دل شمشاد گشاید ۸
از سفله حذر کن گه سیری که فلاخن
سنگین چو شود دست به بیداد گشاید ۹
وقت است که از خجلت دیوان تو صائب
گل دفتر خود را به ره باد گشاید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۴۱ - خورشید اگر از چشم کسان آب گشاید
گوهر بعدی:غزل ۴۴۴۳ - از سیر چمن کی دل افگار گشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.