هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، غم و اندوه ناشی از از دست دادن، بیهودگی زندگی در بندگی، و دل‌بستگی به دنیای فانی را بیان می‌کند. شاعر از فراموشی آرزوها، بی‌ثمری تلاش‌ها، و ترس از فراموشی معشوق سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به رهایی از قید و بندهای دنیوی و پذیرش گذرا بودن زندگی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همچنین پرداختن به موضوعاتی مانند مرگ، فراق، و بیهودگی زندگی، برای درک و تجربه‌ی مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. این محتوا برای سنین بالاتر که توانایی تحلیل و درک بهتر این مضامین را دارند، مناسب‌تر است.

غزل ۴۴۷۰ - دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد

دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد
خوابی که از خیال است از یاد رفته باشد ۱

از جمع و خرج هستی چون حاصلی نداریم
اوراق زندگانی بر باد رفته باشد ۲

هر کس که زندگی را در بندگی سرآورد
امید هست از اینجا آزاد رفته باشد ۳

زین صیدگاه ما را دلبستگی به دام است
چون دام هست در خاک صیاد رفته باشد ۴

پیچیده است در کوه آواز تیشه او
هرچند از نظرها فرهاد رفته باشد ۵

در جمع کردن دل، کوشش بجاست ما را
گر زین خرابه یک دل آباد رفته باشد ۶

از امتداد هجران ترسی که دارم این است
کز یاد او مبادا بیداد رفته باشد ۷

بر عمر رفته افسوس صاحبدلان ندارند
خرمن چو پاک گردید گو باد رفته باشد ۸

بعد از هلاک گشتن دردی که دارم این است
کز دل غمش مبادا ناشاد رفته باشد ۹

با یاد آن یگانه صائب اگر دو عالم
از یاد رفته باشد از یاد رفته باشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
خوانش

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۶۹ - چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشد
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷۱ - تن را اگر گذاری در عشق ما چه باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.