هوش مصنوعی: این متن شعری است که بر پذیرش شرایط زندگی، قناعت، و دوری از وابستگی به دیگران تأکید دارد. شاعر از دردها و سختی‌های زندگی به عنوان بخشی از سازگاری با وجود انسان یاد می‌کند و توصیه می‌کند که به جای غمخواری دیگران، به خود و ارزش‌های درونی توجه شود. همچنین، این شعر به موضوعاتی مانند عشق، عقل، و مردمی اشاره دارد و در نهایت، به پذیرش تقدیر الهی دعوت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۴۸۴۷ - دردی که سازگار تو گردد دواشناس

دردی که سازگار تو گردد دواشناس
زهری که خوشگوار شد آب بقاشناس ۱

نان جوین خویش به از گندم کسان
پهلوی خشک خویش به از بوریا شناس ۲

هر طایری که سایه به فرق تو افکند
از بهر فال، سایه بال هماشناس ۳

از هردری که دست کرم رو گشاده نیست
چون برق و باد بگذر و دارفناشناس ۴

هرخون که در دل تو کند دور آسمان
خون جگر مخور، می لعلی قباشناس ۵

آب مروت از قدح هیچ کس مجوی
خود را حسین و روی زمین کربلاشناس ۶

چون عقل عشق رابشناسد چنان که هست ؟
عیسی شناس نیست طبیب گیاشناس ۷

خود را ز چار موجه تدبیر وارهان
دارالامان خاک، مقام رضاشناس ۸

هر آدمی که نیست دراو رنگ مردمی
بی قدر و اعتبار چو مردم گیاشناس ۹

این آن غزل که گفت نظیری خوش سخن
اقبال اهل دل ز قبول خداشناس ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۴۶ - زپرده داری هستی است در حجاب، نفس
گوهر بعدی:غزل ۴۸۴۸ - از ما حدیث زلف و رخ دلستان مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.