هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر دردها و رنجهای عشق، هجران، و دلتنگی است. شاعر از مخاطب میخواهد که از عاشق حیران، خبر هجر و وصل را نپرسد و حال دل شکسته را درک کند. همچنین، اشارههایی به ناامیدی، صبر، و عشق الهی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۸۴۸ - از ما حدیث زلف و رخ دلستان مپرس
از ما حدیث زلف و رخ دلستان مپرس
طوفان رسیده را ز کنار و میان مپرس ۱
حیران عشق راخبراز هجر و وصل نیست
از خار خشک حال بهار و خزان مپرس ۲
ناخن مزن به سینه ماتم رسیدگان
از بیدلان حدیث دل خونچکان مپرس ۳
پیش خدنگ او سخن از نیشکر مگو
تا مغز هست، یکقلم ار استخوان مپرس ۴
چون گل نظر به سینه صدچاک من فکن
از تیغ بازی مژه دلستان مپرس؟ ۵
از دشمنان خود نتوان بود بی خبر
آخر ترا که گفت که از دوستان مپرس؟ ۶
دوری نیازموده چه داند هجر چیست
از موج آب، حال جگر تشنگان مپرس؟ ۷
تیر کج ازنشان خبر راست چون دهد؟
از طالب نشان، خبر بی نشان مپرس ۸
آن را که هست باتو زبان و دلش یکی
دل رابه خامه تانکنی یکزبان مپرس ۹
در زیر کوه قاف پر مور راببین
از بار عشق، حال دل ناتوان مپرس ۱۰
تا می توان شنید ز موران تلخکام
وصف شکر ز طوطی شیرین زبان مپرس ۱۱
در خاک و خون تپیدن خورشید راببین
دیگر ز بی نیازی آن آستان مپرس ۱۲
بنگر چه رغبت است به ساحل غریق را
صائب عیار شوق من و اصفهان مپرس ۱۳
طوفان رسیده را ز کنار و میان مپرس ۱
حیران عشق راخبراز هجر و وصل نیست
از خار خشک حال بهار و خزان مپرس ۲
ناخن مزن به سینه ماتم رسیدگان
از بیدلان حدیث دل خونچکان مپرس ۳
پیش خدنگ او سخن از نیشکر مگو
تا مغز هست، یکقلم ار استخوان مپرس ۴
چون گل نظر به سینه صدچاک من فکن
از تیغ بازی مژه دلستان مپرس؟ ۵
از دشمنان خود نتوان بود بی خبر
آخر ترا که گفت که از دوستان مپرس؟ ۶
دوری نیازموده چه داند هجر چیست
از موج آب، حال جگر تشنگان مپرس؟ ۷
تیر کج ازنشان خبر راست چون دهد؟
از طالب نشان، خبر بی نشان مپرس ۸
آن را که هست باتو زبان و دلش یکی
دل رابه خامه تانکنی یکزبان مپرس ۹
در زیر کوه قاف پر مور راببین
از بار عشق، حال دل ناتوان مپرس ۱۰
تا می توان شنید ز موران تلخکام
وصف شکر ز طوطی شیرین زبان مپرس ۱۱
در خاک و خون تپیدن خورشید راببین
دیگر ز بی نیازی آن آستان مپرس ۱۲
بنگر چه رغبت است به ساحل غریق را
صائب عیار شوق من و اصفهان مپرس ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۴۷ - دردی که سازگار تو گردد دواشناس
گوهر بعدی:غزل ۴۸۴۹ - از زلف کافر تو نجسته است هیچ کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.