خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، رنج، و وعدههای بیپایه سخن میگوید. شاعر از عشقی سوزان اما ناکام میگوید که مانند پروانه به دور شمعی میگردد. همچنین، از وعدههای دروغین و دنیای پر از خشونت سخن میگوید و از ضعف جسمانی خود در برابر این جهان پرآشوب مینالد. در پایان، شاعر اشاره میکند که حتی از رنج و دود نیز میتوان نور و روشنایی یافت.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، اشاره به رنج و خشونت در جهان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۴۹۲۸ - نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش ۱
تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبل
که بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش ۲
خدا از وعده دور و دراز او نگه دارد!
که دارد وعده بافردای محشر وعده زودش ۳
جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارم
که تارش رشته جان است و جسم ناتوان پودش ۴
سپند شوخ چشمی نذر آتش کرده ام صائب
که خواهد چشم مجمرروشنایی یافت ازدودش ۵
چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش ۱
تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبل
که بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش ۲
خدا از وعده دور و دراز او نگه دارد!
که دارد وعده بافردای محشر وعده زودش ۳
جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارم
که تارش رشته جان است و جسم ناتوان پودش ۴
سپند شوخ چشمی نذر آتش کرده ام صائب
که خواهد چشم مجمرروشنایی یافت ازدودش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۲۷ - نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۲۹ - سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.