خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به توصیف زیبایی‌ها و احساسات شاعرانه می‌پردازد. در آن از عناصری مانند یوسف، گلستان، بلبل، و طبیعت برای بیان عشق و زیبایی استفاده شده است. همچنین، شاعر از ناامیدی و فراموشی سخن می‌گوید و به دنبال امیدواری در میان این احساسات است.

این متن دارای مفاهیم عمیق شاعرانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و فراموشی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۹۳۰ - همان یوسف که مصر آمد به تنگ ازبس خریدارش

همان یوسف که مصر آمد به تنگ ازبس خریدارش
به پشت کار حسن اونیرزد روی بازارش ۱

زبس آب صباحت صیقلی کرده است رویش را
نگه صد جای لغزد تا گلی چیند زرخسارش ۲

چه خرم گلستانی، خوش بلند اقبال رویش را
که از مژگان بلبل آبی نوشد خار دیوارش ۳

درین مزرع کدامین دانه امید افشانم ؟
که در خاک فراموشی نسازد سبز زنگارش ۴

هر آن بلبل که بامن دعوی هم نالگی دارد
به خون او گواهی می دهد سرخی منقارش ۵

چو از هند دوات آید برون طاوس کلک من
خورد صد مارپیچ رشک، کبک از طرز رفتارش ۶

چو صائب این غزل رابربیاض دل رقم می زد
قلم رانیشکر می کرد شیرینی گفتارش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۲۹ - سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۳۱ - عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.