هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، شور و شوق عشق را با تصاویر زیبایی مانند شراب، گل، آیینه و فرهاد و شیرین به تصویر میکشد. شاعر از عشق و تماشای معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن را بر روح و جان عاشق بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۹۵۴ - به جوش آرد شراب شوق را رخسار گلگونش
به جوش آرد شراب شوق را رخسار گلگونش
گریبان می درد خمیازه از لبهای میگونش ۱
اگر ذوق تماشای خودآن مغرور دریابد
که می آرد دگر از خانه آیینه بیرونش ؟ ۲
در آن وادی که من چون سیل فارغبال میگردم
ز چشم آهوان دایم نظر بندست مجنونش ۳
دگر عاشق به شیرین کاری صنعت چه دل بندد؟
که شیرین دهان تیشه فرهاد ازخونش ۴
چنان قالب تهی کرده است صائب ازتماشایش
که همچون صبح صادق برسفیدی می زند خونش ۵
گریبان می درد خمیازه از لبهای میگونش ۱
اگر ذوق تماشای خودآن مغرور دریابد
که می آرد دگر از خانه آیینه بیرونش ؟ ۲
در آن وادی که من چون سیل فارغبال میگردم
ز چشم آهوان دایم نظر بندست مجنونش ۳
دگر عاشق به شیرین کاری صنعت چه دل بندد؟
که شیرین دهان تیشه فرهاد ازخونش ۴
چنان قالب تهی کرده است صائب ازتماشایش
که همچون صبح صادق برسفیدی می زند خونش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۵۳ - به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۵۵ - اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.