هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند آهو، گلها و طبیعت توصیف میکند. شاعر از دلبستگی و عشق سخن میگوید و در عین حال به مفاهیم عمیقتری مانند تسلیم و فداکاری در عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۹۶۳ - به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش ؟
به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش ؟
که آهو چشم قربانی شد ازمژگان گیرایش ۱
به هرجانب نظر جولان کند گل می توان چیدن
که شد یک دسته گل عالم ز حسن عالم آرایش ۲
چه قد دلفریب است این، که گردیدند خوش چشمان
چوآهو سربسر خوش گردن ازذوق تماشایش ۳
به کار سخت می چسبد دل و دستش به آسانی
بود چون کوهکن هرکس که شیرین کارفرمایش ۴
مرا شمشاد قدی میکشد در خاک و خون صائب
که سر چون بید مجنون برندارد سرو از پایش ۵
که آهو چشم قربانی شد ازمژگان گیرایش ۱
به هرجانب نظر جولان کند گل می توان چیدن
که شد یک دسته گل عالم ز حسن عالم آرایش ۲
چه قد دلفریب است این، که گردیدند خوش چشمان
چوآهو سربسر خوش گردن ازذوق تماشایش ۳
به کار سخت می چسبد دل و دستش به آسانی
بود چون کوهکن هرکس که شیرین کارفرمایش ۴
مرا شمشاد قدی میکشد در خاک و خون صائب
که سر چون بید مجنون برندارد سرو از پایش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۶۲ - به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۶۴ - سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.